چگونه برنامه cloud-native بنویسیم؟

برنامه‌های cloud-native برنامه‌هایی هستن که انعطاف پذیری بالایی دارن، میشه خیلی سریع تغییرات‌مون رو روشون اعمال کنیم و می‌تونیم اون‌هارو scale کنیم.

تعریف خود CNCF رو از داکیومنت رسمی‌ بخونید:

Cloud-native technologies empower organizations to build and run scalable applications in modern, dynamic environments such as public, private, and hybrid clouds. Containers, service meshes, microservices, immutable infrastructure, and declarative APIs exemplify this approach

These techniques enable loosely coupled systems that are resilient, manageable, and observable. Combined with robust automation, they allow engineers to make high-impact changes frequently and predictably with minimal toil

یک روشی که تقریبا به طور گسترده‌ای همه پذیرفتن برنامه‌های cloud-native رو طبق اون اصول بنویسن 12factor هست. این مجموعه، اصول و روش‌هایی رو توصیف می‌کنه که توسعه دهنده‌ها برای ساخت برنامه‌های بهینه شده برای cloud باید اونهارو رعایت کنن. و توجه ویژه‌ای روی قابلیت جابه‌جایی و اتومیت کردن برنامه داره.

برنامه‌های نوشته شده با این قواعد به سرعت می‌تونن deploy و scale بشن و خیلی سریع تغیرات‌شون رو به دست کاربر برسونن.

بیاید ببینیم قواعد 12factor چیا هستن:

۱. Code Base : مایکروسرویس شما به هرشکلی که می‌خواد باشه باید روی یک کدبیس قرار بگیره و با version controlها مدیریت بشه که این کدبیس می‌تونه روی محیط های مختلف deploy بشه.
۲. Dependencies : هر مایکروسرویس ایزوله هست و وابستگی‌های خودش صریحا توی یک فایل مشخص می‌کنه.
۳. Configurations : همه configها به خارج کد اصلی منتقل می‌شن و توی env ذخیره می‌شن.
۴. Backing Services : منابع جانبی مورد نیاز به صورت جداگانه اجرا می‌شن و از طریق URL در دسترس هستن.
۵. Build, Release, Run : مراحل build و release و run کاملا از هم جدا هستن. هرکدوم باید با یک unique id برچسب گذاری بشن تا بتونیم راحت role back کنیم.
۶. Processes : برنامه باید به صورت stateless باشد یعنی یک رکوئست هیچ ارتباطی با رکوئست قبلی نداشته باشد و دیتاها روی backing serviceهای متصل شده ذخیره بشن.
۷. Port Binding :‌ هر مایکروسرویس باید روی یک پورت شبکه سرویس‌دهی کند.
۸. Concurrency : مایکروسرویس باید بتونه بر اساس تعداد پراسس‌ها scale بکند.
۹. Disposability :‌ مایکروسرویس ها باید به راحتی انهدام بشن تا ورژن جدید به سرعت بالا بیاد.
۱۰. Dev/Prod Parity : محیط‌ توسعه باید تا حد امکان با محیط staging و production شبیه باشد.
۱۱. Logging : مایکروسرویس‌ها باید لاگ هاشون رو بریزن روی stdout.
۱۲. Admin Processes : تسک‌های ادمین باید به صورت یک‌بار مصرف و روی پروسس جدا اجرا بشن و روی برنامه اصلی نباشن.

البته توی کتاب Beyond the Twelve-Factor App علاوه بر توضیح کامل ۱۲فاکتور، ۳فاکتور دیگه رو هم برای برنامه‌های مدرن امروزی مطرح می‌کنه.

۱۳. API First
۱۴. Telemetry
۱۵. Authentication/ Authorization

علاوه بر قواعد 12factor، چندین تصمیم مهم دیگه در زمینه طراحی وجود دارد که زمان ساخت برنامه‌های cloud-native باید به اونا توجه کنیم.

Communication
اینکه front-end چجوری با back-end ما ارتباط برقرار می‌کنه؟ اجازه می‌دیم که به طور مستقیم وصل شه به سرویس‌های back-end؟ یا ممکنه یک سرویس دیگه به اسم api gateway داریم که برنامه‌ها برای کنترل پذیری و امنیت و قابل انعطاف بودن با اون ارتباط برقرار می‌کنن؟
یا مثلا back-end سرویس‌ها چطور باهم ارتباط برقرار می‌کنن؟ اجازه می‌دیم که با http متد باهم ارتباط بگیرن؟ یا از message queue ها استفاده می‌کنیم؟

Resiliency
توی معماری مایکروسرویس اگر وضعیت یک سرویس down شد، چه اتفاقی می‌افته اگر سرویس B روی شبکه جوابی از سرویس A دریافت نکنه؟ یا چه اتفاقی می‌افته اگر سرویس C به صورت موقت از دسترس خارج بشه و سرویس‌های دیگه که با اون تماس می‌گیرن مسدود بشن؟

Distributed Data
اینکه هر مایکروسرویس دیتا‌ی خودش رو خودش ذخیره می‌کنه و با یک اینترفیس عمومی با بقیه ارتباط میگیره. توی این حالت هر مایکروسرویس چجوری با بقیه ارتباط می‌گیره و دیتایی که می‌خواد رو بدست میاره؟

پ.ن: این مطلب برداشتی هست از Defining cloud native

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *