وقتی شروع کردم به استفاده‌ی جدی از مدل‌های زبانی در محصول، دو اشتباهِ متضاد را تجربه کردم: اول بیش‌ازحد اعتماد کردم، بعد بیش‌ازحد بی‌اعتماد شدم. جواب جایی در میانه بود.

ذهنیتِ درست: هم‌تیمیِ جوان

مدل مثل یک هم‌تیمیِ خیلی باهوش اما تازه‌کار است. سریع است، دانشِ گسترده دارد، اما زمینه‌ی کسب‌وکارِ تو را نمی‌داند و گاهی با اطمینانِ کامل اشتباه می‌کند.

به یک کارآموزِ باهوش کارِ مبهم نمی‌دهی؛ زمینه می‌دهی، مثال می‌دهی، و خروجی را چک می‌کنی. با مدل هم همین‌طور.

چیزهایی که در عمل جواب داد

تصمیم‌های پرریسک و قضاوت درباره‌ی ارزش هنوز کارِ ماست. هوش مصنوعی سرعتت را چند برابر می‌کند، اما جهتِ حرکت را تو تعیین می‌کنی.